
حسن هانی زاده، کارشناس مسائل منطقه طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل بازگشایی سفارت آمریکا در سوریه پس از ۱۳ سال پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
سرنگونی دولت بشار اسد، رئیسجمهور یسابق سوریه، نتیجه شکلگیری یک توافق منطقهای و بینالمللی با همکاری گروههای مسلح مخالف دولت پیشین سوریه بود. دولت کنونی که به رهبری احمد الشرع (ابومحمد الجولانی) بهعنوان رئیسجمهوری خودخوانده سوریه شکل گرفته، در عمل از خط مبارزه با رژیم صهیونیستی و محور مقاومت فاصله گرفته و به مسیری متفاوت وارد شده است. بر این اساس، این دولت نهتنها از رویکرد پیشین دمشق در حمایت از محور مقاومت عدول کرده، بلکه عملاً به پایگاهی برای طراحی و پیگیری سیاستهایی در تقابل با محور مقاومت و جبهه پایداری در جهان اسلام و جهان عرب تبدیل شده است.
طبیعی است که ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عرب منطقه از این تحول استقبال کنند؛ چراکه در چارچوب اهداف راهبردی خود، به تغییر دینامیک کلی و ژئوپلیتیک سوریه دست یافتهاند. سوریهای که بیش از ۶۰ سال بهعنوان خط مقدم جبهه مقاومت شناخته میشد، اکنون در حال تبدیل شدن به بستری برای حضور سیاسی و نظامی آمریکا و در ادامه، رژیم صهیونیستی است. در این چارچوب، افتتاح سفارت آمریکا در دمشق را میتوان نتیجه طبیعی بیش از ۱۳ سال درگیری و تلاش برای تغییر ساختار سیاسی سوریه دانست.
آمریکاییها با بازگشایی سفارت خود در دمشق، در پی آن هستند که از طریق ابزارهای سیاسی، امنیتی و حتی نظامی، جهتگیری مشخصی به سیاستهای دولت احمد الشرع بدهند. به بیان دیگر، افتتاح سفارت آمریکا را باید نخستین گام در روند تغییر سیاستهای دمشق نسبت به فلسطین، محور مقاومت و معادلات منطقهای ارزیابی کرد. در این مسیر، حتی این احتمال مطرح میشود که گام بعدی، افتتاح سفارت رژیم صهیونیستی در دمشق باشد؛ اقدامی که در صورت تحقق، نشانهای آشکار از چرخش راهبردی سوریه در سیاست خارجی خواهد بود.
در همین چارچوب، پیش از این تحولات، بخش قابلتوجهی از نیروهای ایالات متحده از سوریه خارج شدند. همچنین حدود چهار تا پنج هزار نفر از نیروهای داعش با اسکورت تحویل عراق داده شدند و نیروهای آمریکایی در نهایت در اردن، بهویژه خارج از منطقه التنف، مستقر شدند. این پرسش مطرح است که آیا میتوان خروج نظامیان آمریکایی از سوریه و افتتاح سفارت این کشور در دمشق پس از ۱۳ سال را در کنار یکدیگر قرار داد و آن را بخشی از یک راهبرد کلانتر دانست؟
به نظر میرسد خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه، نتیجه طبیعی هزینههای بالایی است که واشنگتن برای این حضور پرداخت کرده بود. در شرایط کنونی، حضور سیاسی آمریکا در دمشق میتواند تأثیرگذارتر و کمهزینهتر از حضور نظامی مستقیم باشد؛ حضوری که بار مالی و امنیتی قابلتوجهی برای ایالات متحده به همراه داشت. اکنون بخشی از نیروهای آمریکا از شرق فرات و بهویژه مناطق کردنشین خارج شدهاند و روند تحولات بهگونهای پیش میرود که ایالات متحده میتواند سیاستهای خود را گامبهگام به دولت احمد الشرع دیکته کند؛ دولتی که تاکنون نشانهای از مخالفت جدی با این جهتگیریها بروز نداده و عملاً آنها را اجرایی کرده است.
در این میان، چند بازیگر مهم در شکلدهی به سیاستهای جدید سوریه نقش دارند که ترکیه، ایالات متحده، برخی کشورهای اروپایی و شماری از کشورهای عرب منطقه مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر هستند. این بازیگران میتوانند در تعیین مسیر آینده دولت سوریه تأثیرگذار باشند و به نظر میرسد مجموعه این تحولات، سوریه را بهسرعت به سمت تقابل با محور مقاومت، حزبالله، انصارالله در یمن و الحشد الشعبی در عراق سوق میدهد.
در چنین چارچوبی، این احتمال تقویت میشود که سوریه جدید به پایگاهی مطمئن برای تأمین و حفاظت از امنیت رژیم صهیونیستی در منطقه، بهویژه در جولان اشغالی، تبدیل شود. بر این اساس، دمشق در آینده میتواند بهعنوان یکی از همپیمانان مهم آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه شناخته شود و جایگاه پیشین خود در معادلات محور مقاومت را بهطور کامل از دست بدهد.
منبع : ایلنا
















































